معنای واقعی «اصطکاکافزایی» چیست؟
برای دو دهه، شرکتهای فناوری حول یک محور واحد به رقابت پرداختهاند: حذف اصطکاک. پرداخت با یک کلیک، فیدهای الگوریتمی، تحویل غذا بدون ردوبدل شدن حتی یک کلمه، و برنامههای دوستیابی که قدم زدن در اتاق را با یک سوایپ ساده جایگزین کردهاند. شعار آنها همواره یکسان بوده است: تلاش کمتر، زمان بیشتر و لحظات ناخوشایند کمتر.
«اصطکاکافزایی» (Friction-maxxing) اصطلاحی غیررسمی است که این روزها میان جامعهشناسان، نویسندگان حوزه سلامت و مردم عادی دستبهدست میشود و تمایلی کاملاً معکوس را توصیف میکند: انتخاب آگاهانهِ روشهای سختتر، کندتر و از نظر اجتماعی فعالتر برای انجام کارهای روزمره. زنگ زدن به یک دوست به جای پیام دادن. عضویت در باشگاه دویدن به جای دنبال کردن یک اپلیکیشن ورزشی. پیادهروی تا مغازه محلی به جای سفارش آنلاین. این اصطکاک اتفاقی نیست؛ دقیقاً اصل مطلب همین است.
واکنشها علیه زندگیِ بیاصطکاک
این رویکرد صرفاً یک نوستالژی بیدلیل نیست؛ بلکه پاسخی است به یک گلایه مشخص: اینکه راحتطلبی اگر به نقطه پایانی و منطقی خود برسد، به آرامی ارتباطات کوچک و غیرمنتظره انسانی را که زمانی بخشی از کارهای روزمره بودند از بین میبرد؛ مثل گپ زدن با فروشنده، منتظر ماندن در صف، یا نشستن سر یک میز مشترک در کافه.
نکته قابل توجه این است که چه کسانی پیشگام این تغییر هستند. آنها عمدتاً افرادی نیستند که سعی در قطع کامل ارتباط خود با دنیای فناوری داشته باشند؛ بلکه افرادی هستند — غالباً همان کسانی که کاملاً در دنیای آنلاین بزرگ شدهاند — که ضمن حفظ مابقی زندگی دیجیتال خود، سختیها و زحمات مشخص و انتخابی را دوباره به زندگیشان بازمیگردانند.

علمِ پشتِ ارتباطات انسانی
پژوهشگران حوزه تنهایی مدتهاست بین آنچه «تعامل دیجیتال فعال» و «تعامل دیجیتال غیرفعال» مینامند، تمایز قائل میشوند. تعامل فعال شامل تبادل مستقیم و نیازمند تلاش است؛ مانند پیام دادن به فردی مشخص، تماس تصویری یا برنامهریزی برای قرار ملاقات. در مقابل، تعامل غیرفعال شامل مرور بدون تعامل است: پیمایش (اسکرول) در فید، تماشای استوریها و مشاهده زندگی دیگران بدون مشارکت در آن.
تحقیقات پیمایشی در این زمینه بارها استفاده غیرفعالِ بیشتر را با احساس تنهایی شدیدتر مرتبط دانسته است؛ در حالی که ارتباط فعال و نیازمند تلاش، با احساس پیوستگی بیشتر (و نه کمتر) همبستگی دارد. نظریه موجود این نیست که خودِ صفحات نمایش مشکلساز هستند، بلکه مسئله این است که مشاهدهِ کمتلاش، آن تبادل متقابل و ارزشمندی را که پیوند انسانی ظاهراً به آن نیاز دارد، ایجاد نمیکند.
اسکرول غیرفعال در برابر تعامل فعال — چرا این تفاوت اهمیت دارد؟
یک راه کاربردی برای درک اینکه چرا رفتار لحظهبهلحظه تا این حد اهمیت دارد، از شاخه دیگری از تحقیقات روانشناسی میآید: پایش لحظهای حالتهای ذهنی به محض بروز آنها در طول روز. یک مطالعه تحلیل شبکه در سال ۲۰۲۴ که در نشریه Psychological Medicine منتشر شد، از ارزیابی لحظهای محیطی — روشی که از افراد میخواهد حالت خود را چند بار در روز گزارش کنند — استفاده کرد تا نحوه نوسان و تعامل پریشانی روانشناختی با عوامل محیطی را در زمان نزدیک به واقعی بررسی کند 1.
درس عمده حاصل از این نوع تحقیقات ارزیابی لحظهای، به همان اندازه که محتوایی است، روششناختی نیز هست: حالتهای ذهنی ویژگیهای ثابتی نیستند که سالی یکبار در یک نظرسنجی اندازهگیری شوند. آنها ساعت به ساعت در پاسخ به آنچه شخص واقعاً انجام میدهد تغییر میکنند — اینکه به چه کسی نزدیک است، به چه کاری مشغول است و آیا توجه او درگیر است یا بیکار 1. اگر این موضوع را در بحث اصطکاکافزایی به کار ببریم، از یک ایده ساده اما مهم پشتیبانی میکند: کیفیت و ماهیت یک ساعت از زمان — یک تماس تلفنی نیازمند تلاش در مقایسه با بیست دقیقه اسکرول غیرفعال — جزئیات کماهمیتی نیست. این دقیقاً همان نوع متغیر جزئی و موقعیتی است که تحقیقات لحظهای آن را با نحوه احساس افراد کاملاً مرتبط میدانند.

چرا این موضوع جوانان را بیش از همه تحت تأثیر قرار داده است؟
بحث اصطکاکافزایی در میان جوانان دهه بیست و اوایل دهه سی زندگیشان پررنگتر از بقیه است، و دلایل آن ساختاری است، نه صرفاً نگرشی. این نسل زمانی به سن بلوغ رسید که حالتهای پیشفرضِ بیاصطکاک قبلاً در دوستیابی، معاشرت و حتی حفظ دوستیها نهادینه شده بود؛ بنابراین، فرسایش ارتباطات حضوری و نیازمند تلاش، تغییری نیست که آنها شاهدش بوده باشند، بلکه تنها الگویی است که بسیاری از آنها از ابتدا شناختهاند.
در عین حال، چندین «تکیهگاه» سنتیِ زندگی اجتماعی بزرگسالان کمرنگتر شده یا به سنین بالاتر منتقل شدهاند: افراد کمتری در دهه بیست زندگی خود ازدواج میکنند یا صاحب فرزند میشوند، محیطهای کاری بیشتر دورکار یا هیبریدی شدهاند، و مشارکتهای مدنی و مذهبی نیز در بسیاری از جوامع غربی کاهش یافته است. هر یک از این نهادها در گذشته «اصطکاک پیشفرض» ایجاد میکردند — یعنی ارتباط حضوری، تکرارشونده و اجتنابناپذیر با مجموعهای ثابت از افراد در طول زمان.
به تأخیر افتادن مراحل مهم زندگی و کاهش تکیهگاههای اجتماعی
بدون آن تکیهگاههای درونی، ارتباطات باید به طور فزایندهای به صورت عمدی و خودخواسته ایجاد شوند. این کار بسیار سختتر از آن است که به نظر میرسد؛ زیرا مستلزم شروع ارتباط، حضور مداوم و تحمل صمیمیتهای اولیه و گاهی ناخوشایند است — دقیقاً همان تعاملات نیازمند تلاش و گاه نامطبوعی که عادتهای دیجیتالی غیرفعال طراحی شدهاند تا به افراد کمک کنند از آنها اجتناب کنند.
این بخشی از دلیلی است که چرا اصطکاکافزایی بیشتر شبیه یک استراتژی سازگاری و مواجهه به نظر میرسد تا یک ترند در سبک زندگی: تلاشی آگاهانه برای بازسازی ارتباطات تکرارشونده و پرزحمتی که زمانی به طور خودکار از طریق مدرسه، ازدواج، زندگی در محله یا کار حضوری مداوم رخ میدادند.

بازگرداندن اصطکاک به زندگی بدون زیرو رو کردن آن
اصطکاکافزایی مستلزم کنار گذاشتن کامل رفاه و راحتی نیست؛ اکثر کسانی که این روش را تمرین میکنند، هنوز هم خریدهای روزمره خود را آنلاین انجام میدهند و روزانه از پیامرسانها استفاده میکنند. این تغییر کاملاً هدفمند است: انتخاب لحظاتی خاص که در آنها تلاش و زحمت به طور آگاهانه دوباره وارد میشود، بهویژه لحظاتی که پای دیگران در میان است.
چند الگوی کاربردی به طور مکرر در میان افرادی که این روش را امتحان میکنند دیده میشود:
- یک عادت غیرفعال را با یک عادت فعال جایگزین کنید. به جای تلاش برای حذف کامل زمان استفاده از صفحه نمایش، یک نوبت اسکرول کردن را با یک تماس تلفنی یا یک پیادهروی کوتاه با یک دوست جایگزین کنید.
- ارتباطات تکرارشونده را انتخاب کنید، نه موارد یکباره. یک کلاس هفتگی، یک لیگ ورزشی یا یک قرار ملاقات منظم، آن نوع مواجهه خودکار و تکراری را که زمانی از طریق نهادهایی مانند مدرسه یا کلیسا شکل میگرفت، بازسازی میکند.
- اجازه دهید کارهای روزمره جنبه اجتماعی خود را حفظ کنند. انتخاب روش حضوری برای انجام امور — مانند گشت زدن در یک مغازه یا پرسیدن یک سوال به صورت حضوری — تعاملات کوچک و کمریسک را که حالتهای پیشفرض و غیرفعال دیجیتال معمولاً حذف میکنند، دوباره وارد زندگی میکند.
- به زحمت و سختی به چشم یک فیلتر نگاه کنید، نه یک مجازات. هدف، تحمل رنج به خاطر خودِ رنج نیست؛ بلکه انتخاب هوشمندانه اصطکاک در جاهایی است که منجر به ارتباط با دیگران میشود.
هیچیک از این موارد نیازمند رد کردن فناوری نیست. این کار فقط مستلزم داشتن آگاهی و تصمیمگیری درباره این است که کدام بخشهای زندگی روزمره برای سرعت بهینهسازی شوند و کدام بخشها ارزش آن را دارند که به خاطر فردی که در سمت دیگر ارتباط است، سرعتشان را کاهش دهیم.

خلاصه تحریریه
اصطکاکافزایی بیش از آنکه رد کردن راحتیِ زندگی مدرن باشد، نوعی اصلاح و تعدیل آن است؛ پذیرش این واقعیت که برخی از ارتباطات مورد نیاز انسانها، در انتقال به طراحیهای بیاصطکاک دوام نمیآورند. تحقیقات ارتباطی در این حوزه، از جمله روشهای پایش لحظهبهلحظه و در زمان واقعی 1، به یک موضوع ثابت اشاره دارند: میزان تلاشی که برای یک تعامل انجام میشود، ممکن است به اندازه اصلِ رخ دادن آن تعامل اهمیت داشته باشد. برای نسلی که با راحتیِ پیشفرض بزرگ شده است، انتخاب آگاهانه سختی و زحمت ممکن است کمتر یک ترند و بیشتر نوعی بازتنظیم در زندگی باشد.
منابع
[1] Examining contemporaneous and temporal associations of real-time suicidal ideation using network analysis. (2024). Psychological Medicine